تبليغاتX
بهترین وبلاگ
بهترین وبلاگ

ماه من غصه چرا   ؟؟؟

آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد

یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت  بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست

ماه من غصه چرا؟؟

تو مرا داری و من هر شب و روز، آرزویم همه خوشبختی توست ماه من، دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن کار آنهایی نیست که خدا را دارند

ماه من، غم و اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود که خدا هست،

خدا هست هنوز او همانیست که در تارترین لحظه شب،راه نورانی امید نشانم می داد او همانیست که هر لحظه دلش میخواهد همه زندگی ام، غرق شادی باشد

ماه من... غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی، بودن اندوه است اینهمه غصه و غم، اینهمه شادی و شور چه بخواهی و چه نه ،میوه یک باغند همه را با هم و با عشق بچین،

ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند که

                                       خدا هست خدا هست خدا هست هنوز

ارسال در تاريخ توسط s.magooli

ماجرای تصادف خانم و آقا

یک روز زن و مردی ماشینشون با هم تصادف می کنه، به طوری که ماشین هردو به شدت آسیب می بینه، ولی هردو نفرشون به طرز معجزه آسایی جون سالم به در می برند. بعد از اینکه هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون اومدن، خانم رو به آقا کرد و گفت: آه! چه جالب! شما مرد هستید! ببینید چه به روز ماشین هامون اومده! همه چیز داغون شده، ولی ما سالم هستیم! این باید یک نشانه از طرف خدا باشه که این طوری با هم ملاقات کنیم و زندگی مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم! مرد هم با هیجان پاسخ داد: بله، کاملا با شما موافقم، این باید نشانه ای از طرف خدا باشه! بعد اون زن ادامه داد و گفت: وای خدای من! اینجا رو ببین! یک معجزه دیگه! ماشین من کاملا داغون شده ولی این شیشه مشروب سالم مونده! مطمئنا خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن رو جشن بگیریم!
زن مشروب رو به مرد داد و مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان داد، در بطری رو باز کرد و نصف شیشه رو با ولع سر کشید! بعد بطری رو برگردوند به زن که او هم بنوشه... اما زن در بطری رو بست و شیشه رو با خونسردی برگردوند به مرد!
مرد با تعجب گفت: شما نمی نوشید؟
و زن در جواب گفت: "نه، فکر می کنم باید منتظر پلیس بشم!"

ارسال در تاريخ توسط s.magooli


یک هفته بعد از شروع ترم




دو هفته بعد از شروع ترم




قبل از پایان ترم




در طول امتحانات میان ترم




بعد از امتحان میان ترم




قبل از امتحان پایان ترم




اطلاع از برنامه پایان ترم




7روز قبل از پایان ترم




6روز قبل از پایان ترم




5روز قبل از پایان ترم




4 روز قبل از پایان ترم



2 روز قبل از پایان ترم



1 روز قبل از پایان ترم




1 ساعت قبل از امتحان



در طول امتحان



هنگام خروج از سالن امتحان

 

ارسال در تاريخ توسط s.magooli
شاد بودن تنها انتقامی است که می توان از زندگی گرفت(چگوارا)
ارسال در تاريخ توسط s.magooli

اگر یه خودکار داشتی که به اندازه یه جمله جوهر داشت برام چی می نوشتی؟؟؟

ارسال در تاريخ توسط s.magooli

۱ شهریور تولد دخترداییم سحره که ایشالله زود بره دانشگاه

۱۱ شهريور تولد صبا جون دختر داييمه که ايشالله موفق باشه تو زندگيش

۱۲ شهريور تولد عموي عزيزمه که براش آرزوي بهترين ها رو دارم

به به ۱۶ شهريور تولد منه برام آرزوهاي خوب خوب کنيد

۱۸ شهريور تولد مريم نوه عموي بابامه تولدش مبارک

۱۹ شهريور تولد سمانه است من بخاطر اينکه ۳ روز ازش بزرگترم ديوونه اش کردم

۲۰ شهريور تولد مائده ملقب به معوليه که اميدوارم به همه آرزوهاي ريز و درشتش برسه

و همچنين دوست دوران هنرستانم نسا جون

۲۴ شهريور تولد پسر داييم محمد که۱ هفته من ازش بزرگترم

۳۰ شهريور تولد سارا عروس عمه ام هست که ايشالله زود تر عروسي بگيرن برن سر خونه زندگيشون

۳۱ شهريور تولد دختر دايي عزيز و گراميم محبوبه جونه که خواهر محمد آقاست

ارسال در تاريخ توسط s.magooli

دلم مي گويد در برم هستی اکنون، در کنارم عقلم مي گويد فرسنگ ها دوری
دلم مي گويد چشم که فرو بندم در نظر آيی عقلم مي گويد به عکست بنگرم
دلم مي گويد نمی بايست می آمدم عقلم مي گويد بايد دور مي شديم تا آينده را بسازيم
دلم مي گويد صبرم به پايان آمده عقلم ميگويد صبر برای وصال یار شيرين است و پایان ناپذیر
دلم مي گويد و عقلم مي گويد، اما نمي دانم به کدام  بايد گوش فرا دهم نمي دانم
و اين منازعه هر روز و هر لحظه در وجود من جاريست با هر ضربانی که قلبم ميزند و خون را به سلول های خاکستري مغزم مي رساند اين اختلاف به سراغم می آيد
کاش يکی بود به اين عقل مي گفت اگر دل نبود جهان زيبا نبود
کاش يکی بود مي گفت کاش مي شد صافي عقل را برداشت از سر راه دل
کاش جهان آنقدر پاک بود که بدون صافي عقل هم شکی وارد دل نمي شد
کاش فکر مردم بجای چشم به دلشان بود
کاش

ارسال در تاريخ توسط s.magooli

سلام اي غروب غريبانه دل

سلام اي طلوع سحرگاه رفتن

سلام اي غم لحظه هاي جدايي

خداحافظ اي شعر شب هاي روشن

خداحافظ اي قصه عاشقانه

خداحافظ اي آبي روشن عشق

خداحافظ اي عطر شعر شبانه

خداحافظ اي همنشين هميشه

خداحافظ اي داغ بر دل نشسته

تو تنها نمي ماني اي مانده بي من

تو را مي سپارم به دل هاي خسته

تو را مي سپارم به ميناي مهتاب

تو را مي سپارم به دامان دريا

اگر شب نشينم اگر شب شكسته

تو را مي سپارم به روياي فردا

به شب مي سپارم تو را تا نسوزد

به دل مي سپارم تو را تا نميرد

اگر چشمه واژه از غم نخشكد

اگر روزگار اين صدا را نگيرد

خداحافظ اي برگ و بار دل من

خداحافظ اي سايه سار هميشه

اگر سبز رفتي اگر سبز ماندم

خداحافظ اي نوبهار هميشه

ارسال در تاريخ توسط s.magooli

سلام

به علت فوت دایی عزیزم از آپ کردن بهترین وبلاگ معذورم

برای شادی روح بهترین دایی دنیا یه فاتحه سه تا صلوات

ممنونم

ارسال در تاريخ توسط s.magooli

خدايي بازم ميگي برم دماغمو عمل كنم

ميگي؟؟؟

خب خيلي پرو اي

ببين اينا رو

FunPatogh.Com Community For Persians



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ توسط s.magooli
قالب وبلاگ